از نظر تا عمل ، رفتار انتشار دانش

در دوره ای زندگی می کنیم که به لطف رشد و توسعه دانش و فناوری ، حجم عظیمی از اطلاعات و دانش در سطوح مختلف آن ، از کانالها و رسانه های مختلف ، بدون محدودیت مکان و زمان به ما می رسد و در واقع ما انسانهایی هستیم که در دانشی که خودمان تولید کرده ایم غرق شده ایم . اگر این اقیانوس دانش با توصیفات فوق در اختیار پیشینیان ما بود آیا اکنون دنیای بهتری داشتیم ؟ آیا انسان نوعی ، لذتی که از کسب و به تسخیر درآوردن دانش در گذشته داشت اکنون نیز دارد ؟ آیا همان قدر انگیزه و اشتیاق را اکنون ما داریم ؟ بزرگوارانی که سعادت میزبانی ایشان را در کارگاه ها داشتم ، آغاز و پافشاری بنده را بر روی یک موضوع همواره دیده اند و آن هم microaction یا همان قدم های کوچک برای تغییر نسبتا پایدار(یادگیری) بوده است . در این یادداشت که نیمی در حوزه نگرشی و نیمی در حوزه دغدغه های شخصی بنده است می خواهم تا آنجام که توان کم بنده یاری می کند شما بزرگواران را به سوی لذت و عملی کردن نظرات سوق دهم . ابتدا می خواهم راه طریق از نظر تا عمل را با هم مرور نماییم ، برای همه ما اتفاق افتاده است که جمله ای ،داستانی ، کتابی ، رویدادی ما را هیجان زده کرده است و آنقدر زیبا بوده است که تمایل پیدا کرده ایم تا انرا در خودمان هم نهادینه کنیم و در اکثر مواقع به قرائت بزرگواران همراه به انجام نرسیده است ، اما چرا ؟ چرا وقتی می خواهیم تغییری در خود ایجاد کنیم آن ایده آل و مدینه فاضله را نمی یابیم ؟ یکبار می خواهم پروسه یک تغییر در انسان را تا حوزه عمل را شرح دهم تا به پاسخی مناسب برسیم . وقتی یک فرد رفتار یا عملی را انجام می دهد و این انجام عمل در واقع مشخصه اوست چه اتفاقی افتاده است ؟ اگر دقت کنیم او بخش اعظمی از این مشخصه رفتاررا به صورت ناخودآگاه و عادت گونه انجام می دهد . به نقل علمی از این رفتارشناسی خواهیم دید که این عمل عادت گونه در واقع از یک ساختار ذهنی نشئت می گیرد که رفتارهای دیگر فرد را نیز کنترل می کند . در واقع ساختار ذهنی فرد باعث می شود که در مواجه با انجام یک عمل یک رفتار مشخص یک فرد اتفاق اقتد . حال می خواهیم دریابیم که چگونه این ساختار ذهنی را تغییر دهیم تا بتواند در ما نهادینه شود ، اگر تغییری که قرار است در ساختار ذهنی یا در واقع مدیر رفتار خود صورت گیرد تقسیم به بخش های کوچکی کنیم، خواهیم دید که چند رفتار وجود دارد که برای تغییر باید انها را عادت گونه انجام دهیم ، این قسمت های کوچک در واقع همان قدمهای کوچک یا microaction ها نام دارد . در واقع وقتی ما یک بخش کوچک از یک تغییر را به صورت تکراری انجام دهیم این تکرار باعث تغییراتی در ساختار ذهنی خواهد شد . در این مرحله است که وقفه در رسیدن از نظر تا عمل وجود دارد ، اینجا بر اساس تاریخچه انسانی امان و جاه طلبی انسان گونه امان سعی داریم همه تغییر را ،در یک بار و به قولی از همان شنبه معروف انجام دهیم که در اکثر قریب به اتفاق با شکست مواجه خواهد شد . تا اینجا دریافتیم اگر دانش جدیدی به دست می آوریم ابتدا آنرا تقسیم کنیم و یک به یک تکرار کنیم تا بتوانیم از حوزه نظر به جایگاه عمل برسیم . در واقع بدانیم که هر ایده و نکته و نظری نیاز به یک ابزار دارد تا به عمل و نتیجه تبدیل شود ، یک محصول ابتدا یک ایده و یک خیال و نظر بوده است و توسط یک ابزار (مجموعه منابع فیزیکی و غیره) تبدیل به ماده و موجودیت فیزیکی شده است . پس نمی توان بدون ابزار (همین قدمهای کوچک یا microaction ) ها چیزی را در خودمان تغییر دهیم . حال که دریافتیم راه طریق و سیر نظر تا عمل چگونه است شما بزرگواران را دعوت به تامل در سرعت دریافت دانش در اقیانوس دانش ابتدای یادداشت می کنم ! آیا می توان یک کتاب را در زمانی کوتاه خواند و آنرا در عمل در کمتر از چند روز اجرا کرد . به جرات می توان گفت ، اجرای بدون ابزار در واقع نمایشی از اجرا است نه خود اجرا . گذری می کنم به اتفاق های هفته گذشته که منجر به غیر فعال شدن گروه تلگرامی توسعه کسب و کار شد ،قصد بنده از تشکیل این گروه ابتدا برای اطلاع رسانی ها و دوم برای انتشار مطالبی بود که تمایل داشتم همراهان مشتاق تر زودتر به این مطالب دسترسی داشته باشند . و زمانبندی وسواس گونه و خاصی با توجه به مطالب فوق در حوزه یادگیری در نظر گرفته شده بود . اما اشکال کار در این بود که رسانه مد نظر در واقع کاربرد دیگری دارد که انهم به نظر من اطلاع رسانی نیست . دوستان بزرگواری نیز در این گروه لطف کرده و مطالب با همان سبک و سیاق انتشار دادند که خرسند شده و فعالیت این عزیزان ما را هم مشتاق تر می کرد تا وقتی که احساس کردم رسانه ، رسانه مناسبی نیست و از حالت اختصاصی با آن زمانبندی خارج شده است پس تصمیم مجموعه ما بر این شد که این گروه غیر فعال شود تا حداقل ما باعث انحراف در یادگیری شما عزیزان نشویم . چون به یقیین می دانم که همراهان اصلی ما مطالب خود را با همان سبک و سیاق مد نظر دنبال می کنند . مطلبی که از این پروسه برای خودم از حوزه شک تبدیل به یقین شد و بسیار تمایل دارم که با شما بزرگواران به اشتراک بگذارم این است که سرعت انتشار دانش در یک سطح قشرگونه و مخلوط با سایر دانش ها و اطمینان از اینکه در جایی (حافظه های الکترونیکی موجود) حفظ و نگهداری می شود باعث شده است که ما مطلبی را دریافت کنیم و چون می توانیم انرا نشر دهیم و بازگو کنیم در ناخودآگاه خود به اشتباه فکر کنیم که آنرا در عمل هم انجام داده ایم و چون می دانیم جایی حفظ می شود امید رجوع دوباره و مطالعه آنرا در زمانی مناسب به خود می دهیم . بزرگواران این سرعت و سطحی بودن و خلاصه و موجز بودن مطالب در شبکه هایی که در انواع مختلف در میان ما جریان دارد باعث شده است که همه جامعه ما همه مطالب را یکبار شنیده اند و در واقع این سرعت و وسعت موجب کاهش شگفت انگیز بودن آن شده است و بدتر از آن ما را تبدیل به نگهدارنده های دانش های سطحی بدون عمل به آن (گاهی منتظر زمانی برای تعمیق ان هستیم) کرده است . شاید این پروسه دریافت و نشر شبیه این باشد که در چند ده سال اخیر کتاب حافظ و مثنوی فقط دست به دست شوند و یا کسی به شما بگوید که من دیوان حافظ را در چند ساعت خوانده ام و لذت برده و دریافته ام که حافظ یا مولانا چه می گوید . به نظر می رسد عصر ما با سرعتی که در همه حوزه های زندگی نشت پیدا کرده است نیاز به یک سرعت گیر در حوزه یادگیری مهارت های فردی دارد تا بجای صاحب نظران عمومی در جامعه افراد آگاهتر داشته باشیم . در انتها شاید نقل روایت مشهور ابن سینا که کتابی را چهل مرتبه خوانده بود تا بفهمد و درک کند ما را کمک کند تا بدانیم شخصی چون ابن سینا مطمئنا آنقدر توانایی ذهنی داشته تا روش های تندخوانی امروزه را بیاموزد اما چرا با این تاخیر زمانی و تکرار یک کتاب را چندین بار مطالعه کند . آیا ابن سینا کم هوش یا کم سواد بوده است ؟ چه قصدی از تعمد در تکرار و زمان گذاشتن بر روی مطالعه داشته است ؟ چرا یک کلیپ از یک حادثه که چند ثانیه بیشتر زمان ندارد را بارها تماشا می کنیم و هر بار نکته و زوایای نهفته بیشتری درمی یابیم ؟ آیا ما از نظر دیداری مشکل داریم ؟ بزرگواران همراه ، بیاییم برای ارتقای مهارت های فردی خود و ارتقای سطح دانش خود این دانش را با اصولی که باید برای کسب آن است دریابیم و درک کنیم و نه با سرعتی که بیشتر شبیه رفع تکلیف است تا مطالعه و کسب دانش .
مهران محمدی