منابع ، آنچه داریم و نداریم ؟

در حوزه صرف منابعی به ظاهر بی ارزش (البته در عملکرد ما ) همچون زمان ، چالش اصلی چگونگی صرف کردن منابع برای بهترین فعالیت ها است .
اما چگونه می توان اولویت ها را با این محدودیت منابع هماهنگ کرد ! به گواه قانون پارکینسون که هر کاری به اندازه زمانی که دارد طولانی می شود ، به نظر می رسد در حوزه رفتار و تصمیم تا هنگامی که محدودیت اعمال نشود ، فرد تعهد به اجرا در فعالیتهای اختیاری نخواهد داشت .
برای درک این موضوع ، می توان یک فلش مموری را مثال زد که شما برای گوش کردن موسیقی در خودرو استفاده می کنید ، فرض کنید این فلش مموری یک گیگابایت فضا دارد و شما از میان حجم بالایی از موسیقی های بالاجبار باید آنهایی را انتخاب کنید که اولویت بالاتری دارد و جایگزین فایل هایی کنید که در اولویت کمتری قرار گرفته اند .
در حوزه برنامه ریزی و زمانبندی برای منابع ، به نظرم مهمترین تصمیم این نیست که کدام کار را انجام دهیم ! بلکه این است که کدام فعالیت و کار را می توان انجام نداد ، همانطور که در استراتژی بخش مهمی از تدوین استراتژی کارهایی است که نباید انجام داد . در واقع در حوزه تصمیم و انجام یک فعالیت که حتما شامل صرف منابعی است ، شناسایی نباید ها بسیار به اوضاع آشفته کمک خواهد کرد .
اگر برنامه ریزی در حوزه کسب و کار یا توسعه فردی انجام می دهید و بخشی را به عنوان فعالیتهایی که نباید انجام دهم با این نگرش که منابع آنرا باید صرف اولویت های بالاتری کنید ، به نظر می رسد برنامه ریزی شما همه ی جوانب را ندیده است . و خطرناک وقتی است که شما در حال تدوین استراتژِی کلی کسب و کار و یا تدوین استراتژی های بازاریابی ، تبلیغات و ... باشید .
بخشی از توانمندی ، افزایش مهارت نیست ، بلکه حذف اجبارها است ، ببینید درکدام موقعیت ها می گویید : "مجبورم" ؟ این ها نقاطی هستند که همچون نباید ها ، با حذف آنها می توانید قدرتمند تر و توانمند تر شوید !
البته درباره این مجبورم ها سخن بسیار است که در مطالب بعد حتما به آن می پردازم .
مهران محمدی


یادداشت های مرتبط :