تنها ثابت موجود در جهان ، خود تغییر است !

در یک مجموعه کاری آنچه به عنوان راهکار برای تخصیص بهینه منابع ارائه می شود تغییر است . اگر ماهیت و ذات تغییر در نظر بگیریم در واقع آنگونه که هست نباشیم . اما با. کمی تامل می توان دریافت که در واقع تغییر در حوزه مدیریت و نیز توسعه منابع انسانی در واقع آنچه تلاش دارد آنچه باید باشیم را رقم بزند . حال اگر حوزه مدیریت تغییر را با نگاهی که دینامیک سیستم ها و سیستم های پیچیده تعیین کرده بررسی کنیم خواهیم دریافت که در واقع هر سیستمی فارغ از مدیریت درست یا با خطا تلاش می کند که خود را بهینه یا اصلاح کند . بازخورد ها مهم ترین نشانه ها و اصلی ترین اطلاعاتی هستند که در یک سیستم کاری آنچه باید باشیم را گاه به صورت خوشایند و گاه ناخوشایند نشان می دهد . به نظر می رسد درک و شناخت یک سیستم برای آنکه بدانیم به کجا می رود و میزان انحراف آن از هدف و غایت مورد نظر چقدر است بی گمان کار بسیار سخت و یا نشدنی ای نیست ، حتی بی ارتباط ترین افراد نیز به زعم من می توانند با بررسی و مطالعه یک مجموعه کاری یا حتی فردی از طریق منابع و اطلاعات مناسب و صد البته زمان مناسب به شناختی مطلوب و قابل اتکا دست یابند . اما مسئله اصلی در پذیرش این تغییر است . پذیرش از نظر ذهنی و نیز اجرایی ، مدیریت تغییر در اینجا از شکستن و unfreeze کردن و سپس اعمال تغییر و در انتها تثبیت تغییر مورد نظر به عنوان نحوه اجرای یک تغییر سخن می گوید . اما نکته بسیار مهم پذیرش تغییر و میزان هزینه آن است . اینکه چقدر منابع و زمان نیاز دارد که مقاومت ها را بشکند و نیز در همراهی و کیفیت اجرا چقدر همراهی وجود دارد یکی از عوامل مهم شکست یا تعالی یک تغییر است . به نظر من دو عامل در کاهش هزینه و افزایش کیفیت موثر است . اولی جذب مشارکت جمعی و دومی مدلسازی و ارائه مدلسازی مناسب به ذینفعان و تصمیم گیرندگان جهت هموار شدن مسیر اجرای تغییر است . بی گمان نمی توان از بستر مناسبی چون اتاق فکر غافل شد ، چرا که بستر بسیار قدرتمندی برای جلب مشارکت و از سویی کاهش مقاومت و در انتها مداوم بودن و حفظ دانش در حوزه تغییر در عمر یک مجموعه خواهد بود . بخش عمده ای از کیفیت اجرای یک تحول در یک سازمان و مجموعه کسب و کار منوط به کاهش مقاومت ها و جذب مشارکت ها است . که این امر به نظر می رسد مناسب تر از ساختار اتاق فکر بستر مطلوبتری را متصور نیست .
مهران محمدی