اقتصاد رفتاری و حجم نقدینگی و بازار کوچک


منتشر شده در سایت خبری تحلیلی کسب و کار
آیا می توان بازاری بزرگتر را با منابع کنونی خلق کرد ؟
حجم نقدینگی ، مفهوم برجسته این روزها ، بر اساس گزارش بانک مرکزی در 19 شهریور 97، حجم نقدینگی در پایان تیرماه امسال به حدود ۱۶۰۲ هزار میلیارد تومان رسیده که از تیر ماه سال قبل (۱۳۹۶) بیش از بیست درصد افزایش داشته است.
حجم نقدینگی و رابطه آن با تورم و نیز عدم وجود بازار بزرگ و متنوع و البته شناخته شده موجب شده است که کنترل و اصلاح امور به کندی و سخت تر اتفاق بیفتد .
این حجم عظیم نقدینگی برای سرمایه گزاری به سوی بازارهای محدود و شاید بی ثبات هجوم می آورد و موجب تنش و گاه بحران در آن بازارها می شود که فارغ از جنبه مالی آن ، جنبه های روانی وخبری و نیز کاهش اعتماد به این بازارها در بلند مدت به واسطه نوسان بازار خواهد شد .
اما آیا می توان برای این حجم نقدینگی فضای بیشتری باز کرد ؟ قطعا با توسعه بازارها به خصوص بازار سرمایه می توان در بازه زمانی مناسبی فضای مطلوبی را برای این حجم عظیم باز کرد . فارغ پایین بودن سطح آگاهی و شناخت جامعه از بازار سرمایه علارغم تلاش جامعه اقتصادی کشور می توان با راهکارهایی در حوزه اقتصاد رفتاری این بازار به زعم من اصولی تر را توسعه داد .
نگاهی به الگوهای مناسب در حوزه توسعه بازار سرمایه، برنامه ریزی بلند مدت ، آشنایی و جذب "بودجه ی توجه" بخش متوسط جامعه را توصیه می کند . برنامه ریزی های مدونی که در توسعه بازار کار و سرمایه به صورت سیستماتیک و مرتبط با هم شکل می گیرد یکی از راهکارهایی است که در بلند مدت پشتوانه ای مداوم و بستری مناسب را در جذب حجم نقدینگی تولید شده با هر دلیلی در جامعه خلق می کند .
اقتصاد رفتاری در واقع بستر مناسبی است که بتوان توسعه بازار سرمایه را ، در فرهنگ های سنتی ، اشکال مختلف بازار و نگرش های عامه مردم اجرا کرد ، پیش فرض ها ، سقلمه ها (nudge) ، غلبه ی تجربه ها بر آمار و توصیه های تصمیم سازان ، همه و همه معماری انتخاب و تصمیم هایی است که می تواند بستر مناسبی برای کنترل و راهبری سرمایه ها و نقدینگی های جامعه ایجاد کند .
نمی توان از سرمایه اجتماعی که بخش مهمی از اقتصاد نوین است در حوزه برنامه ریزی های کلان اقتصادی چشم پوشید ، سرمایه هایی که حمایت و تصمیم آنها بی شک موثر و یاری دهنده سیاست های کلان اقتصادی است . بر اساس آمار رسمی سازمان تامین اجتماعی تا پایان سال 95 بیش از 13 میلیون بیمه شده اصلی تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار گرفته اند.
براحتی می توان رشد این سرمایه اجتماعی را در پنج سال گذشته مشاهده کرد . سرمایه ای که می توان به پشتوانه رفتار آنها بستر سازی مناسبی کرد و با استفاده از راهکارهای اقتصاد رفتاری ، نگرش های سرمایه گذاری ایشان را تغییر داد و سرمایه گذاری ایشان را منطبق با رفتار ایشان طرح ریزی کرد . همه ی این افراد برای آینده خود صبری بلند مدت را پذیرفته اند و در واقع نیاز دارند حداقل بخشی از این سرمایه گذاری در دوران بازنشستگی زندگی ایشان را تامین کند .
چه سرمایه ی اجتماعی مناسب تر از این ، افرادی که با نیت سرمایه گذاری و با صبری بیش از دو دهه و با حجمی مناسب و دارای رشد و با حضوری همیشگی فعال هستند .
به نظر می رسد می توان بخشی از سرمایه گذاری مداوم و معین ایشان را به عنوان توسعه بازار سرمایه در نظر گرفت و با استفاده از راهکارهای اقتصاد رفتاری این توسعه را در نگرش بخش عمده ای از جامعه شکل داد .
در واقع بخشی از این سرمایه گذاری ، در سیر بازه زمانی 20 الی 30 ساله بی گمان سودی موثرتر از یک پس انداز و مقرری ماهیانه برای ایشان به ارمغان بیاورد . این نگاه و راهکار سود آور برای سرمایه اجتماعی بیمه شدگان فقط بخشی از کاری است که انجام می شود . توسعه اگاهی و آشنایی و اعتماد به بازار سرمایه به همان میزان که افراد به تامین اجتماعی و مقرری بازنشستگی اعتماد دارند اصلی ترین نتیجه ای است که اقتصاد رفتاری به دنبال آن است .
بی گمان این حجم سرمایه اجتماعی در مقایسه با وضعیت فعلی بازار سرمایه به نظر یک راهکار قابل تامل است که بزرگان اقتصاد و تصمیم سازان سیاست های کلان کشور می توانند به عنوان یک منبع منظم و قابل پیش بینی به ان نگاه کنند .
باید بپذیریم پارادایم منابع و سرمایه ها در اقتصاد و تجارت نوین تغییر کرده است ، باید پذیرفت سرمایه اجتماعی فارغ از یک نگاه اجتماعی یک راهکار در حوزه کلان سیاست گذاری های حاکمیتی و اقتصادی است .
مهران محمدی