اعداد کسب و کار ما ، اندازه ما !

اخیرا ، کارگاه آموزشی با عنوان مدیریت نوین کسب و کار را برگزار می کردم و اصول مدیریتی نوین و مدیریت دانش را به شکل کاربردی و قابل اجرا در هر نوع کسب و کاری به مخاطبان ارائه می دادم .
در ابتدای کارگاه سوالاتی را در مورد کسب و کار آنها در چند اسلاید ابتدایی ظاهر می شد و از دوستان می خواستم که به این پرسش ها پاسخ دهند .
سوالات ، سوالاتی بود که پاسخ هایشان را در مشاوره هایم در مورد مشتری هایم و کسب و کارهایشان بدست می آوردم تا بتوانم دقیق تر و مطلوب تر کار کنم یا راهکاری ارائه دهم .
سوالاتی از قبلی ، حجم بازار ایشان ، تعدا رقبا حداقل در سطح شهر خودشان ، میزان سرمایه و منابعی که می توانست توان و سود انها را دو برابر کند ، مقدار سرمایه و منابعی که اگر از دست می دادند به نقطه سر به سر یا نابودی می رسیدند و سوالاتی که همه ی مخاطبان فقط حدس هایی در مورد آن داشتند.
حدس هایی که بر روی آن تصمیم گرفته می شد و هزینه و سرمایه گذاری هایی انجام می شد ، شاید دقیق بودن و بهینه بودن در سالهای گذشته آسیب چندانی وارد نکند اما در وضعیت کنونی و سالهای پیش رو نمی توان این مقدار انحراف را به عنوان ریسک یا خطا در کسب و کار پذیرفت چون بسامد و نتایج ان به دلیل شرایط موجود بیشتر از قبل خواهد بود .
این محاسبات و اندازه گیری ها به ما نشان می دهد که کجای بازار ایستاده ایم ، نسبت به چند درصد بهتر یا بدتریم ؟ برای رسیدن به هر هدفی استراتژی و مسیر پیش روی نیاز است ، در هر دو وضعیت فعلی نیمی از داستان است .
حدس و حدود و اما و شاید و اگر ، به همان اندازه که مبهم هستند ، می توانند هدف شما را مبهم کنند . دنیای تجارت و کسب و کار به سوی دقیق تر شدن می رود و رقابت بر سر زمانها و اعداد کوچکی است که شاید تا چند سال پیش جزء انحراف های پیش بینی شده بود .
آینده نگری بدون اندازه گیری آن به نظرم رویاپردازی است ، شاید نتیجه دهد و بدست آید اما بعید می دانم دوباره بتوان آنرا تکرار کرد .
مهران محمدی