انسانهای پیش بینی پذیر ، محبوبترین فعالیت همزمان در رفتار اجتماعی !


اگر بخواهیم فعالیتهای روزمره افراد را رصد کنیم و بخواهیم بدانیم کدام رفتار بیشتر از همه با این فعالیتها همراه است در انسان امروز چک کردن گوشی تلفن همراه شاید بعد از نفس کشیدن باشد .
این رفتار مختص به کشور یا قاره خاصی نیست ، این رفتار دیگر یک رفتار بشری شده است که به نظر می رسد دیگر به یک رفتار عادی تبدیل شده است و اگر به صورت ژنتیکی بررسی شود به جرات می توانم بگویم در حافظه ژنتیکی بشر جای گرفته است .
اما در حوزه کسب و کار مبتنی بر رفتار و تجارت اجتماعی جالب است بیشترین همراهی ها با این رفتار یا بهتر بگویم بیشترین نفوذ این رفتار را بر اساس تحقیقات رسمی و جهانی بشناسیم .
قطعا به عنوان فعالین کسب و کار بهتر است رفتار مخاطبان خود را بهتر بشناسیم .
درصد های ذیل درصد افرادی است که همزمانی این رفتار را با فعالیتهای روزانه دارند .
92 درصد هنگام خرید کردن ، 90 درصد در هنگام اوقات فراغت و تایم های بیکاری ، 89 درصد هنگام تماشای تلویزیون ، 85 درصد هنگام تعامل با خانواده و دوستان ، 81 درصد هنگام خوردن غذا در بیرون از خانه و 78 درصد هنگام غذا در خانه یا سر کار ، 59 درصد هنگام رانندگی ، 54 درصد هنگام جلسات کاری ، 44 درصد هنگام عبور از خیابان !
به عنوان کسی که فقط مجاز است در حوزه کسب و کار صحبت کند و عملا به تغییر معتقدم ، به نظرم باید این تغییر ساختار توجه انسان را درک کنیم و بپذیریم و مهمتر از آن به عنوان پدیده ای اعتیاد گونه به آن نگاه نکنیم چرا که رخدادی که از نظر آماری در غالب افراد دیده می شود در حوزه کسب و کار به رفتار شناخته می شود .
از چند منظر می توانیم به این موضوع در حوزه کسب و کار نگاه کنیم:
موضوع اول ، خود موضوع توجه کردن است ، اینکه بدانیم خود و دیگران حتی در رخدادهای مهم بخشی از توجه خود را همراه نداریم ، حال این توجه معطوف به گوشی موبایل بوده یا رفتار دیگری! بنابراین باید در تعاملات خود این محدودیت را در دو سوی تعامل و ارتباط در نظر بگیریم . یا بهتر بگویم بپذیریم .
موضوع دوم ، مخاطبان ما هستند ، مخاطبان یا مشتریان ما بخش اعظمی از توجه خود را خرج یک موضوع می کنند ، بنابراین توجه به این موضوع اشتراک بالقوه همه ی آنهاست ، حال ما چکونه در لابه لای این توجه خود را قرار دهیم ، نیاز به بازبینی روال های خودمان دارد . اینکه بتوانیم علاوه بر توجهی که محدود است و ما با سعی و تلاش خود بخشی از آنرا به خود جلب کرده ایم ، حال چگونه می توانیم سهم بیشتری از بودجه محدود توجه ایشان را به خود و محصول و کسب و کار خود جلب کنیم ؟
موضوع سوم ، فعالیتهایی است که در آمار فوق از انها نام بردیم ، در واقع این فعالیتها یک شمشیر دو لبه برای حضور ما به عنوان شخص ثالث هستند ، از سویی وقتی به خرید ، تماشای تلویزیون و تعامل با خانواده و حتی غذا خوردن فکر می کنیم ، آنها فعالیتهایی هستند که بودجه توجه اشان را با گوشی تلفن همراه سهیم شده اند و شاید بتوان گفت آسیب هم دیده اند ، پس شاید برای ارتباط و تعامل با ایشان زمان مناسبی را انتخاب نکرده ایم ، و از سویی دیگر شاید اگر هدف ما این فعالیت ها باشد ، به عنوان مثال وقتی ما نیاز داریم که مخاطب غذا بخورد یا غذای ما را بخورد (امیدوارم خدمات و محصول را در این مثال تجسم کنید) یا اینکه ما را با خانواده خود یا در سرگرمی های خود به اشتراک بگذارد چه ؟
به نظر می رسد ، فناوری و در این مطلب ، گوشی موبایل رفتار انسانها را قابل پیش بینی تر کرده است ، و این پیش بینی پذیری برای ما صاحبان کسب و کار به قیمت کاهش بودجه توجه و محدود بودن توجه مخاطبان و مشتریان شده است .
مهران محمدی