6قدم برای کسب وکار - قدم دوم تحویل تا خرید

868 کلمه - زمان تقریبی مطالعه 6 دقیقه
همیشه معتقدم اولین قدم در توسعه یک کسب و کار توسعه رخداد های قبل و بعد خرید محصول است . وقتی از توسعه حرف به میان میاید ، یعنی فعالیتی در حد یک کسب و کار جدید ! تفاوتی نمی کند که شما در حال حاضر یک کسب و کار دارید یا به دنبال ایده هستید ، نگرش توسعه یعنی خلق یا گسترش یک کسب و کار به اندازه یک کسب و کار دیگر .
در بخش قبلی در مورد توسعه کسب و کار مبتنی بر هزینه اطلاعات در کسب و کار صحبت کردیم و در این یادداشت می خواهیم بخش خرید تا تحویل مشتری را بررسی کنیم.
یکی از رخدادهایی که بعد از خرید مشتری رخ می دهد ، فاصله بین انجام خرید تا تحویل به ایشان است ، این فاصله با توجه به رویکرد های رفتار مشتری اهمیت بسزایی دارد ، از تاثیر بر تجربه مشتری تا تقویت برند و ... ، همه و همه در انتهای ارتباط با مشتری اتفاق می افتد که آخرین و در واقع پر رنگ ترین بخشی است که بیشتر بر ذهن مشتری باقی می ماند و در واقع بستر سازی برای خرید بعدی است ، اینکه بخواهیم انتهای ارتباط کجا باشد یک تصمیم است و اینکه بخواهیم چقدر بلند مدت باشد تصمیمی دیگر است .
بازه خرید تا تحویل برای مشتری یک بازه تصمیم ساز است .به خصوص اگر محصول سفارشی باشد یا بر اساس شرایط مشتری تولید می شود ، بهینه سازی فرآیند های داخلی ، کمتر کردن فاصله های زمانی تحویل و تسریع در واقعیت بخشی به حس مالکیت و بهره برداری از محصول می تواند خود یک فرآیند توسعه یا حتی یک کسب و کار جدید باشد .
در این میان جریان اطلاعات از تقاضا تا تامین به وسیله فناوری اطلاعات و در بستر تجارت الکترونیک می تواند این بخش را حتی به شکلی اشتراکی نیز برای صرفه جویی و کم هزینه تر شدن تحویل ها تقویت کند .
جریان اطلاعات و تجمع تقاضا ها بر مسیری از زمان و مکان می تواند هزینه لجستیک را کاهش دهد ، البته قابل ذکر است که حس مالکیت و تسریع در بهره برداری از محصول خود می تواند یک آیتم خدمات یا حتی محصول باشد ، فورس های زمانی و تحویل های فوری خود یک نیاز بعد از خرید محصول است ، و حتی می توان در بازارهای خاص یک مزیت رقابتی نیز باشد .
جریان اطلاعات همچنین می تواند فرآیند های اطلاعاتی و غیر لجستیکی را آسان و کم هزینه تر نماید که خود برای مشتری ارزش آفرینی می کند . فرآیند های پیچیده بعد از خرید یک دستگاه لوازم خانگی را در نظر بگیرید . حمل تا منزل ، نصب و بهره برداری و فعال شدن ضمانت نامه ها همه و همه می تواند یک جنبه از توسعه از کسب و کار باشد و در این میان کسب و کارهای هوشمند به این می اندیشند که در خلال خلق این مزیت رقابتی آنرا به تجربه ای خوب برای مشتری تبدیل کنند .
بعید است وقتی تجربه طولانی بودن و بی نظم بودن خرید تا نصب و راه اندازی لوازم خانگی به یک تجربه چند ساعته تبدیل شود مشتری انرا به عنوان یکی از مزیت های خرید به دیگران معرفی نکند .
حال اگر از اندازه یک توسعه کسب و کار به سوی یک کسب و کار در این زمینه برویم ، به نظر می رسد همانطور که در شهری مثل تهران لجستیک سریع برای یک توزیع کننده و به تبع آن تولید کننده حائز اهمیت است ، فرآیند تحویل به مشتری خود یک ارزش نباشد .
همیشه همه در تلاش حذف دردسر هایی هستند که از نظر زمانی بعد از دریافت سود رخ می دهد چرا که برای آنها برحسب ماهیت گهکاهی آن یک رخداد نامطلوب تلقی می شود ، حال فرض کنید کسب و کاری باشد که نقطه اتصال خرید تا تحویل به مشتری باشد .
به یاد داشته باشیم ، اتفاق ها وقتی تحت یک الگو و قابل پیش بینی باشند دیگر یک اتفاق محسوب نمی شوند و یک نیاز یا تقاضا هستند . نیاز و تقاضایی که قدم اول خلق یک بازار است .
به عنوان مثال بازار واسطه ای فروشندگان لوازم خانگی را در نظر بگیرید ، حمل فقط یک آپشن ساده است ، اما قطعا قابل درک است که قصه بعد از خرید برای مشتری حتی می تواند بر روی تصمیم او اثر بگذارد ، ضمانت نام ها ، نصب ها و ... همه و همه می تواند حتی یکی تصمیم خرید را به انصراف تبدیل کند .
و یک کسب و کار می تواند با تجمیع تقاضا های بعد از خرید و دادن الگو و خلق قابلیت پیش بینی پذیری این فرآیند را (یا بهتر بگویم ارزش آفرینی را) برای دو سوی خرید آسان کند .
اما الگو ها و پیش بینی ها وقتی رخ می دهد که شما اطلاعات مناسبی را دریافت و تحلیل کنید ، اطلاعاتی به اندازه و در زمان مناسب . اینجاست که تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات می تواند هزینه های دریافت و تحلیل اطلاعات را کاهش و فرآیند اطلاعاتی کسب و کار را تسریع و تقویت کند .
نیازها یا هستند یا بوجود می آیند ، مرز اینکه چه می شوند ، توقعی است که خلق می کنیم .
مهران محمدی


یادداشت های مرتبط :