یک کسب و کار نوآورانه یا منعطف ؟

به گوشی موبایل ، لپ تاپ، گجت هایی که دارید نگاهی بیاندازید! وقتی آنها را خریداری می کردید چقدر خارق العاده بودند !
اما حالا در عرصه رقابت با کالاهای دیگر تبدیل به یک کالای معمولی شده اند .
به محصولات و خدمات نوآورانه یک دهه گذشته و حتی یکی دوسال اخیر نگاهی بیاندازید ، حالا با چند رقیب و چند مشابه دیگر در حال رقابت هستند .
این سیر نوآوری است ، خارق العاده بودن و سپس معمولی یا به زعم من استاندارد شدن ، استاندارد به آن معنا که دیگر محصولی بدون اپشن هایی که دارید را نمی پذیرید و تبدیل به باید ها می شوند .دیگر شما راضی نمی شوید محصول یا خدمتی را داشته باشید که آپشن های محصول مشابه قبلی آنرا نداشته باشد .
در واقع ماهیت زندگی و ما انسانهاست که وقتی بدست می آوریم بیشتر از آن نیاز خواهیم داشت ، مشتری دیروز یک محصول را نیاز داشت و تقاضا می کرد ، حالا درگیر کیفیت ، قیمت ، خدمات جانبی و غیره می باشد .
این روند روند کاملا طبیعی نوآوری است .
حال موضوعی دیگر !
از ابتدایی که با اینترنت آشنا شدید تا کنون چقدر تغییر در نگرش و باور های شما در چند سال اخیر رخ داده است ؟این پذیریش تغییرات در حوزه های دیگر زندگی چقدر کندتر یا سریعتر برای شما رخ داده است ؟ چقدر زمان برد تا وقتی جرقه و تلنگری در ذهن شما به سبب یک آگاهی خورد آنرا به عادت تبدیل کنید ؟
با این مقدمه ها خواستم به اینجا برسم که برای زنده ماندن در بازار دو راه می توان متصور بود :
اولی خلاقیت و نوآوری و دومی منعطف بودن و همگام با تغییرات پیش رفتن است .
نکته مهم اما این است که اولی را به لطف جار و جنجال کارآفرینی در کشورمان و شوق صرفا کارمند نبودن بسیار درباره اش می دانیم و می خوانیم اما در حوزه دوم عملا گویا تمایلی نیز وجود ندارد چرا که غالبا نیاز دارند کارمند نباشند ، نه اینکه باقی بمانند یا بزرگ شوند .
نکته نگران کننده این است که پاشنه آشیل بقای کسب و کارها موضوع دوم است و حتی خلاقیت هم پس از مدتی تبدیل به روتین می شود و نیاز به همگامی با تحولات و تغییرات دارد . همانطور که در مثالهای بالا عرض شد .
قاعدتا برای موضوع اول موارد بسیاری را شنیده و خوانده اید و بسیار گفته اند ، چون جذاب است و از سویی هم مخاطب بخشی از راهکارهایی را که عملی نمی شود را از استعداد و نگرش خود می داند .
بنابراین تلاش دارم در این یادداشت ، بیشتر در مورد موضوع دوم با هم صحبت کنیم .
منعطف بودن و همراهی با تغییر !
اما مگر می شود وقتی تغییری در بازار اتفاق می افتد ، ما سریعا با آن منطبق شویم ؟ مگر می شود ساختار و روال های کسب وکار را اینگونه تسریع ببخشیم ؟
قطعا چابکی سازمان را در لابلای صحبت ها و همایش ها و کتابها و ... شنیده اید . اما این سرعت به چه معنا است ؟ آیا صرفا سریعتر پاسخگو بودن به مشتری نیاز ما است و از این راه آنرا مرتفع می کنیم ؟
اگر بخواهم موجز توضیحی داده باشم تا تلنگری باشد و بیشتر درباره اش مطالعه و بررسی داشته باشید می توانم از این مثال شروع کنم ، چرخ دوچرخه ای را تصور کنید که سریع می چرخد ، وقتی ناهمگونی در چرخ یا پره ها باشد ما انرا یک تصویر کامل می بینیم و همه خط ها و شکل ها حول یک دایره شکل گرفته اند . در واقع الگوی تصوری ما یک دایره است . هر تغییر را در الگوی یک دایره می پنداریم وتحلیل می کنیم . اما آیا حقیقت همین است ؟
حال اگر بخواهیم خردگی لاستیک یا مشکل یکی از پره ها را ببینیم چه می کنیم ؟ بله چرخ را یک دور با دست می چرخانیم !
این همان نکته ای است که به نظر برای شروع چابکی سازمان نیاز داریم . یک بازه با سرعتی قابل تحلیل !
بله یک دور چرخیدن همان یک برش از چرخش های متوالی است .
حالا وقتی به سازمان و کسب و کار خود وارد می شویم ، چگونه این چرخ را نگه داریم و یک دور بچرخانیم ، البته با در نظر گرفتن اینکه ما نیاز به سرعت پاسخگویی هم داریم ؟
در کسب و کار ما هر پروژه از چند فرآیند وهر فرآیندی در کسب و کار ما از یک سری فعالیت تشکیل شده که بر حسب تجربه و روال روتین دارای زمانی هستند ، اما اگر ما در کسب و کار خود بلوک زمانی داشته باشیم چه ؟
به عنوان مثال ، بلوک های زمانی یک هفته ای ، یا یک ماهه ! یعنی بر اساس بازخوردهاو شرایط این بلوک زمانی ، ما فرآیند ها و یا فعالیت هایی را با اولیت یا با منابع بیشتری انجام می دهیم .
حالا اگر فرآیند های با پارامترهای بیرونی چون تقاضا مشتری ، شرایط و قیمت ها شکل بگیرند چه ؟ یعنی فرآیند یا پروژه ای اگر قرار است شروع شود همچون یک تابع ریاضی با پارامترهایی پر شود و اندازه گیری شود !
در واقع ما داریم ، برش های کسب و کار خود را بر اساس زمان وقوع اندازه گیری می کنیم و نه صددرصد برآورد های قبلی ! در واقع ما سهم شرایط و تغییر را در برنامه ریزی بیشتر از تجربه و سوابق قرارداده ایم . این یعنی تغییرات در کسب و کار ما یک تهدید و مانع نیستند وفقط پارامترهایی هستند که فرایند های ما را راهبری می کنند .
البته نیاز است که فرآیند ها و فعالیت ها و برش های زمانی و تجربه ها همگی از فیلترهای استراتژی و اصول عبور کنند چراکه چابکی سازمان (کسب و کار) و تولید چابک نیازمند بررسی و کار دارای ساختار واصول است و قصد بنده از این یادداشت صرفا تلنگری و توضیحی کوچک از این ساختار بزرگ بود .
تغییرات همیشه هستند ، اگر ساختار کسب و کار شما این تغییرات را به عنوان بخشی برای محاسبه و تحلیل در نظر بگیرد و نه یک بحران یا اتفاق ، قطعا همراهی با تغییر یعنی استفاده از فرصت ها !
مهران محمدی