داینامیک سیستم ها و رکود کسب و کار – بخش اول

دوره رکود ، روزها و ماههایی که ما گاهی در آن هستیم ، گاه بلند مدت و گاه کوتاه مدت ، کاهش رونق بازار و در نتیجه فشارهایی که متحمل می شویم ، حجم تولید و تجارت کاهش می یابد مخصوصاً در مورد کالاهای با دوره مصرف بلند ، گاهی برخی از آن‌ها حجم تولیدی کم‌تر از حجم مصرف و نیاز را نیز تجربه می کنند. هزینه های بالا به سبب افزایش قیمت ها و کاهش درآمد ها منجر به تصمیم برای کاهش هزینه ها و در ابتدای امر تعدیل منابع انسانی و دیگر منابع می شود .
اما مشکل دقیقا از کجا شروع می شود ؟
بیایید اول ابتدای زنجیره را بررسی کنیم ، مواد اولیه !
وقتی این مواد اولیه گرانتر یا کمتر وارد شود چه اتفاقی می افتد ؟ اگر گرانتر وارد شود ، سربار هزینه به داخل زنجیره تامین کشیده می شود و به صورت گاهی تعدیل کننده و گاه تشدید کننده بر گره های زنجیره تاثیر می گذارد . این افزایش قیمت در یک زنجیره تامین به مشتریان نیز منتقل می شود ، مشتریان گاهی این محصول یا خدمت را برای خود می خواهند ، گاهی واسطه انتقال هستند و گاهی در یک فرآیند دیگر از آن استفاده می کنند .
قاعدتا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم افزایش قیمت در حال انتشار است ، این انتشار کم کم به سایر زنجیره ها هم انتقال پیدا می کند ، حال فرض کنیم چند ده و چند صد زنجیره این افزایش را داشته باشند ، علاوه بر بخشی از افزایش قیمت ها که به صورت طبیعی رخ می دهد بخشی هم از تاخیر در بازخورد ها اتفاق می افتد و بجای یک بار ، دو یا چند بار در یک گره افزایش ایجاد می شود . این افزایش قیمت ها یعنی شروع ماجرا ، بله یک سیستم از جایی یک نیروی افزایشی را در خود می بیند و سعی می کند درون خود آنرا تعدیل کند ،
اما این تعدیل و بازگشت قرار است جایی به محدودیت و کمبود بخورد که انجاست که شروع واقعی ماجرا رخ می دهد ، جایی که کمبود موجب تنش و تصمیم اشتباه می شود . سندهیل مولای ناتان در کتاب کمبود در باره اثرات این کمبود صحبت می کند ، که به بررسی نتایج این کمبود به عنوان تنش در حوزه تقاضا می پردازد . اثراتی که بر انسانها و سیستم ها ، تصمیم ها و عملکردشان می گذارد .
حال ببینیم که آن مواد اولیه (منظور اولین گره های زنجیره تامین) اگر کمتر از مقدار همیشگی تقاضا و نیاز وارد شود چه ؟ قاعدتا این حجم کم یعنی تقاضای بیشتر از عرضه ، رقابت بر سر بدست اوردن و به طریقی دیگر افزایش قیمتی که اینبار از انتهای زنجیره و در وضعیت تنش به زنجیره وارد شده است . به نظر می رسد اثری که این نوع افزایش قیمت می گذارد نسبت به مدل قبلی بر کسب و کارها کمتر است چرا که افزایش قیمت از انتهای زنجیره وارد می شود و اثر تکرار در هر گره کمتر است .
کاهش هزینه ها اولین واکنش به افزایش قیمت ها در کسب و کارهاست . برحسب میزان خطری که احساس می شود ، این تعدیل شدیدتر می شود ، از حجم سفارش ها تا تعدیل نیرو و کاهش هزینه های بازاریابی و تبلیغات که خود در وسعت کلان موجب کاهش تقاضا در زنجیره های دیگر و کاهش رونق بازار آنها می شود . این مقدار تنش در حال نرمال بعد از مدتی و سپری کردن زمانی به مرور در سیستم تعدیل می شود اما اگر این میزان افزایش یابد عملا از دوران کسادی به دوران رکود وارد خواهیم شد چرا که سیستم نمی تواند نوسان های زیاد را به سرعت تعدیل کند . افزایش های قیمت که از ابتدای زنجیره یا انتهای زنجیره متحمل می شود نیاز با تعدیل و فعال شدن بازخوردهای کاهشی و تعدیلی در سیستم دارد .
همچون یک بوکسور که اثرات مشت سنگین اول و دوم را با دور شدن و چرخیدن و حمله کردن تعدیل می کند اما وقتی این مشت ها بیشتر و بیشتر و سنگین تر شوند دیگر بازخورد ها پاسخگو نیست .
این فقط بررسی یک بخش و یک آیتم از زنجیره تامین بود که نوسان در آن رشد می کند .
آیا اگر شفافیت اطلاعات و جریان اطلاعات در تمام زنجیره تامین وجود داشت اثرات و تعدیل این تنش ها کم هزینه تر نبود ؟
مهران محمدی