عقلانیت محدود ، تصمیم هایی که درست نیستند!

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که برای خرید ، یا انتخاب ، به یک دو راهی رسیده اید که از سویی خواستار داشتن یا انجامش دارید اما بیشتر از این دیگر مورد یا اطلاعاتی بدست نمی آورید و با آنکه می دانید اطلاعات محدود و ناقص است و امکان شکست یا پشیمانی وجود دارد اما آن تصمیم را انتخاب و انجام می دهید .
در واقع شما اگاهانه به جای یک راه حل بهینه یک راه حل رضایتبخش را انتخاب کرده اید . بله شما در حال گریز از انتخاب و فکر و پردازش بیشتر و سعی در آسودگی ساختار فکری خود می کنید .
همه ما می دانیم این تصمیم و تفکر کامل و بهینه نیست اما باید بدانیم دو آیتم در تمام تصمیم ها و تعقل های ما وجود دارد اولی محدودیت و نقص اطلاعات و شرایط و ساختار محیط ما است و دیگری همین محدودیت به شکل خطاهای شناختی و سوگیری های ذهنی ما نمایان می شود .
این محدودیت ها در دو جنبه فوق به شکل یک الگوی رفتاری و ساختاری در تمام محیط ها و تمام انسانها تقریبا قابل مشاهده وکشف است . در واقع عقلانیت کاملی که ما از مغز خود توقع داریم عملا یک رویا است . چرا که عقلانی بودن به ان شکلی که در ذهن ما وجود دارد دچار محدودیت هایی است که محیط به شکل گستردگی مسائل و محدودیت اطلاعات و مستندات و همچنین محدودیت های شناختی مغز و ساختار تفکر انسان هستند .
اما نکته ای که موجب شد اقتصاد رفتاری وعلوم رفتاری در دهه گذشته خلق شود و بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است این است که دانش اقتصاد و همه تحلیل ها و محاسبات علم اقتصاد بر اساس مدل ریاضی و عقلانیت کامل انسانها پی ریزی شده و همانطور که توسعه نیازمندی رشد هر دانش و علمی است ،حوزه علوم رفتاری به یاری علم اقتصاد آمده و آنرا در حوزه تصمیم گیری و تحلیل هایی که مربوط به انسانها و انتخاب آنها یاری می کند .
ما در کسب و کار و مدیریت نیاز داریم در جنبه های مختلف با توجه به اینکه بخش عمده ای از تصمیم ها و انتخاب ها تاثیر پذیر از انسانها هستند و نیازمند تحلیل و تفکر مبتنی بر عقلانیت و اطلاعات و رفتارهای انسانها داریم باید این حوزه را نیز مطالعه و از آن تاثیر بگیریم .
اما بخش مهمی که به نظر می رسد نیازمند نگاه و نگرش ویژه ای دارد ، رفتار شناسی مخاطب با توجه به سوگیری ها و خطاهای ذهنی آدمها و مهمتر از آن خود ما به عنوان تصمیم گیرنده نهایی برای آنچه باید بشود است .
و بخش دیگر محدودیت اطلاعات است که نیازمند باور به نگرش اهمیت جریان اطلاعات در کسب و کار برای تحلیل و پیش بینی است که بتوانیم هر چه بیشتر در طول زمان آیتم های تولید اطلاعات و روابط اطلاعات خود را تقویت نماییم .
اما چقدر این نگرش و باور به عقلانیت محدود به ما کمک خواهد کرد ؟
غفلگیری و خطاها و شکست های ما وقتی بررسی می شوند دو جنبه همیشه بسیار مشهود تر و برجسته تر است ، یکی جنبه های اطلاعاتی است که یا دیر به ما رسیده است و یا اصلا نبوده اند و جنبه دیگر خطاهای انسانی است که در طول انجام کار از خود ما تا حتی مشتری در حال رخ دادن است
خطاناپذیری صفر قاعدتا مثل عقلانیت کامل یک رویا است و بسیار دشوارتر از بیان آن است . پس باید بپذیریم که همانطور که یک خودرو که فرمانی دارای خطا دارد و کمی مایل به سمتی است و راننده برای عدم انحراف کمی فرمان را بیشتر به سوی دیگر نگاه می دارد ما هم نیاز داریم خطاها و انحراف ها و منابع آنرا بدانیم و بشناسیم تا بتوانیم فرمان کسب و کار خود را مناسب تصحیح نماییم .
سعی دارم در یادداشت های بعدی به مرور جنبه اقتصاد رفتاری را بیشتر و در شاخه های مختلف را معرفی نمایم تا بتوانیم به عنوان یک دانش ضروری جهت کاهش خطا و غافلگیری از آن استفاده نماییم .
مهران محمدی