چرا باید مدل کسب و کار خودمان را بدانیم ؟

در مدل های کسب وکار که بر حسب رابطه دو سوی یک کسب و کار تعریف می شود ، مدل های مختلفی وجود دارد ، بر حسب نوع رابطه شکل و قواعد و روال کسب و کار تغییر می کند .
اما آیا مهم است که مدل کسب و کار ما از کدام گزینه پیروی می کند ؟
در این سالها ، کسب و کارهای زیادی را بر حسب روابط مختلفی که با ایشان داشته ام بررسی کرده ام و گاه دیده ایم که روش و روالی یا رفتاری را در پیش می گیرند که از پایه شاید مغایر با مدل کسب و کارشان است و گاه رفتار و روالی که باید را در پیش نگرفته اند .
این مدل ها که به نامهای B2C-B2B – P2P و غیره برایتان آشنا است ، از آیتم های اصلی طرفین یک کسب و کار ، طراحی و تدوین می شود . این نامگذاری و بازمهندسی و بازبینی روال ها و ساختارها به ما کمک می کند که برخی از تهدیدات و انحرافات را در کسب و کار خود نداشته باشیم .
ساختارهای مدل کسب و کار می تواند تمام روال ها و ساختارهای اجزای کسب و کار را چیدمان و ساماندهی نماید ، به عنوان مثال شما نمی توانید همان ساختار منابع انسانی که در کسب و کاری که به صورت ارائه خدمت یا محصول به مصرف کننده یا مشتری شخصی (حقیقی) دارید و مدیریت می کنید را در ساختار منابع انسانی یک کسب و کار که محصول یا خدمتی را به کسب و کار دیگر یا به دولت ارائه می کند داشته باشید .
این تفاوت ها شاید جزء مفاهیم اولیه کسب و کار است اما غفلت از آن چه از سوی کسب و کارها و چه از سوی مدرسین و مشاورین موجب ارائه راهکار یا تصمیم می شود که یا بازدهی مناسبی ندارد یا اصلا کارآ نیست . بسیاری از افراد و کسب وکارها را دیده ام که راهکارهایی که برایشان در کتابها ، همایش ها یا در ارائه های مشاورین و مدرسین بی تجربه ارائه می شود عملا انها را از حوزه مدیریت نوین دلسرد و دور می کند .
بسیار شنیده ام از دوستان و مشتریانی که به سبب مشاوره یا انجام پروژه ای مراجعه می کنند و نگرش ودیدشان در حوزه دریافت راهکار بسته شده و باور و اعتمادی ندارند . چرا که هنوز دوستان متخصص و بخشی به ظاهر متخصص توان ارائه راهکار customize شده برای ایشان را ندارند و یک نسخه واحد را برای هر کس می پیچند .
در همایش ها و ارائه ها بسیار دیده ام که بخصوص در حوزه تبلیغات و مدیریت ارتباط با مشتری ، راهکارها و اصولی بیان می شود بدون در نظر گرفتن مخاطب و صنف و کسب و کار مخاطب .
اما چگونه مدل کسب و کار خود را بشناسیم ؟
باید بپذیریم که مدل ها ارائه شده در واقع همانند یک آمیخته برای مدل سازی استفاده می شود ، اینکه بدانیم یک سوی دیگر ما کدام یک از آیتم های مصرف کننده ، کسب و کار ، دولت ، دستیار دولت و ... است در واقع اولین قدم است و نقش ما نسبت به ارائه خدمت یا محصول با ایشان چگونه است را نمایش می دهد .
این نگاه و بازبینی کمک خواهد کرد که اگر به دنبال موضوع یا راهکاری هستیم بدانیم این راهکار را در کدام مدل قرار است بدست بیاوریم . اگر به دنبال بازاریابی محصول جدید هستیم ، بدانیم که در کدام مدل قرار است انرا بکار بگیریم .
مدیریت ارتباط با مشتری ، بازاریابی ، تبلیغات ، فروش ، شبکه سازی مدیریتی ، منابع انسانی ، آموزشی و اجزای دیگری از کسب و کار همه وقتی از مدل کسب و کار عبور داده می شوند گاهی در خلاف جهت هم هستند .
و این دانایی که بدانیم ماهیت ما در کسب وکار چیست به ما کمک می کند تا ساختار خود را چیدمان انجام دهیم . و این موجب نتایجی به شکل ارزش های افزوده در کسب و کار خود را در بلند مدت نمایش می دهد :
یکی از نتایج حوزه برند سازی است ، چه در حوزه برند سازی شخصی شما و چه در حوزه برند کسب و کار شما وقتی قائل به ماهیت خود باشید ، در واقع رفتارها ، ساختار ها و روالهای ارتباطی و درونی و بیرونی شما به شکل ماهیتی که باید داشته باشید تغییر و بهینه خواهند شد . این در نظر دیگران که ممکن است رقیب ، مشتری یا شریک تجاری شما باشد بسیار ارزشمند است . شما دیگر یک بازیگر معمولی صنف و بازار خود نیستید بلکه همه ی همان کارهای قبلی را در چارچوب نوین و اصولی ساخته و پرداخته می کنید .
یکی دیگر از نتایج مرجع بودن شما است
اصول وساختار مناسب و صحیح شما ، کمک خواهد کرد که کارها ، تصمیمات و استراتژی هایی را اجرا نمایید که اولا درست است و شمارا به سوی توسعه و پیشرفت می برد و ثانیا این توسعه و پیشرفت موجب می شود که به عنوان مرجع قرار بگیرید ، تفاوتی نمی کند که مرجع قابل تقلید برای رقبا باشید یا مرجع متخصصی برای رجوع مشتریان ، این یعنی شما ساختار بازار و حتی رفتار بازار را مشخصی می کنید .
یکی دیگر از نتایج کاهش احتمال خطا است .
وقتی شما برمسیری قدم می گذارید که بزرگان و صاحب نظران انرا به تجربه و آزمون و دانش ساخته اند ، دیگر شما راهکارها را اجرا می کنید و نه آنکه با سعی و خطا راهکار بیابید . اصول و مبانی اگر درست انتخاب شوند قطعا بستری محکم برای شما می سازند و خطاهای ناشی از عدم اگاهی کاهش می یابد .
هیچ فرشی بداهه بافته نمی شود ، این نقشه است که موجب می شود رنگها و گره ها فقط انتخاب شوند و نتیجه یک فرش زیبا شود ، ممکن است فرشی هم بداهه بافته شود اما قطعا زمان بسیاری خواهد برد و منابع زیادی که قطعا کیفیت قبلی را ندارد . برای بهتر بودن ابتدا باید اولین ها و مفاهیم اولیه را بپیماییم و سپس تجربه های ناشی از اصول را برای کارهای بعدی استفاده کنیم و خلاقیت را بر آنچه می دانیم پیاده کنیم نه آنچه نمی دانیم .
مهران محمدی