آیا عدم قطعیت و ابهام می تواند عامل رشد باشد؟

زمان تقریبی مطالعه 7 دقیقه
تصور کنید ، ساختار ورود به دانشگاه به این شکل بود که رشته ای انتخاب نمی کردیم و یک سری درس ها را می آموختیم و بعد از چهار سال به تشخیص دانشگاه مدرکی در رشته ای به ما داده می شد .
چقدر این نوع روال و ساختار در نگرش و چگونگی ادامه دادن مسیر تحصیلی ما اثر می گذاشت ؟
چقدر توان ماندن در ابهام ، ندانستن ، قطعی نبودن وضعیت را داریم ؟ منظور از توان داشتن در واقع مدت زمان و چگونگی پذیریش وضعیت نامعلوم در چیزی است . بدون اینکه آشفتگی و ابهام باعث فشار روی عجله برای تصمیم و رهایی از موضوع تنش زا است
این میزان ابهام و عدم اطمینان چقدر بر رفتار ما و تعامل ما در وضعیت موجود اثر می گذارد ؟
ابهام و عدم اطمینان همچون یک شمشیر دولبه است ، یکی برای فشار و وادار کردن به واکنش در افراد و شاید تصمیم سازی و دیگری شاید راهی برای توسعه فردی ، البته از نظر من !
سعی دارم این مفهوم گنگ و شاید غریب را در این مطلب بیشتر شرح دهم ، چرا که معتقدم بخش مهمی از زندگی ما است . آیتمی که هم می تواند برای تصمیم سازی در کسب و کار ها مورد توجه قرار گیرد و هم جنبه های شخصی افراد .
در حوزه مدل های فرهنگی جوامع مختلف ، آیتمی به نام اجتناب از عدم اطمینان برای شناسایی وجود دارد که در کشور ما این شاخص نسبتا بالا است یعنی ما تمایل زیادی داریم که از وضعیت عدم اطمینان و ابهام اجتناب کنیم که این تمایل زیاد از نداشتن توان برای باقی ماندن در وضعیت های مبهم است که غالبا موجب می شود که صرفا هر تصمیم و یا هر اقدامی رخ دهد تا فرد از این وضعیت ابهام رهایی یابد .
قابل ذکر است که هر تصمیم قبل از اینکه تبدیل به تصمیم شود یک ابهام و یک وضعیت نامعلوم است که در پروسه ای به تصمیم تبدیل می شود .

در واقع قبل از هر تصمیم مقداری ابهام وجود دارد که خود این ابهام و تنش موجب فشار بر انجام تصمیم گیری است . دو سوال شاید در ذهن بیاید :
اول - آیا واقعا ابهام و عدم اطمینان نامطلوب است و هدف همیشه خارج شدن از آن است ؟
دوم – این رهایی از فشار ابهام که بر روی تمام تصمیم های ما اثر دارد چقدر روی زندگی ما تاثیر خواهد گذاشت ؟
شاید برای پاسخ به سوال اول باید بدانیم که ابهام و عدم اطیمنان دقیقا چه وضعیتی است ؟ وقتی ما هنگام خرید خودروی دست دوم بین دو مورد مجبور به تصمیم گیری می شویم ، یا هنگامی که می خواهیم یک گوشی موبایل یا لپ تاپ بخریم . چه اتفاقی می افتد ؟ همیشه یک آیتم به کمک ما می آید و ما را از ادامه این پروسه تصمیم گیری نجات می دهد . رنگ شدگی یک گلگیر یا تعداد سال تخفیف بیمه ، یا مقدار حافظه داخلی !
نا مطلوب بودن پروسه قبل از تصمیم به دلیل ساختار مغزی ما است و دلیل مهمتر که بر خلاف شنیده های تاکنون شما است ، و آن هم مغز کم توان ما است که تلاش دارد با مقدار گلوکزی که دریافت می کند مسئله را حل کند و این کم توانی خود را با میانبر ها و چنگ زدن به میان بر ها و آیتم های آشنا پوشش دهد .
بنابراین نامطلوب بودن به دلیل این است که ما (یا بهتر بگویم مغز ما ) تلاش داریم از خسته شدن در پروسه فکر کردن اجتناب کنیم .
بنابراین ترجیحا و بر اساس توصیه صاحب نظران علوم شناختی و رفتاری پروسه تصمیم خود را در بلند مدت و مستند شده و قابل بررسی و تحلیل انجام دهید .
تا اینجا تلاش کردم خلاصه ای از حوزه تصمیم سازی و علوم شناختی و علوم اعصاب را در پروسه فکر کردن و تصمیم گرفتن را مرورکنم . حالا نوبت این است که بدانیم این عدم اطمینان و ابهام ها چه ارتباطی با حوزه توسعه فردی ما دارد و چگونه برای ما سودمند خواهد بود ؟
در حوزه تولید دانش عموما در نتیجه گیری ها و ارائه ها ، اصرار صاحب نظران بر این است که حتی در فعل ها و جملات از عبارات قطعی استفاده نشود ، در واقع باید گفت که در تحقیقات علمی هم نتیجه گیری و پیشنهاد تحقیق ها بر اساس وجود و خلق ابهام ارائه می شود چرا که این ابهام ها و عدم قطعیت ها حلقه ای برای اتصال به تحقیقات و فعالیت های جدیدی است .
در واقع وضعیت ابهام و عدم قطعیت همانقدر که انسانها را وادار به واکنش می کند تا از وضعیت پروسس پر هزینه مغز رهایی یابند و زودتر به آسودگی برسند ، همان قدر هم ما را بیدار و هوشیار نگاه می دارد تا با هراس از شکست یا پیدا کردن راه حل همیشه فعالیتی را که انجام می دهیم توسعه پذیر باشد و رشد کند و ما هم کمی آینده نگر تر باشیم
اجازه بدهید مثالی بزنم ، فرض کنید قرار است چند اسلاید برای ارائه دانشگاه آماده کنید . ابتدا در فرصتی که هست اسلاید ها و مطالب را در صفحات چیدمان می کنید . وقتی تمام شد . سعی می کنید ، تصاویر و فونت ها و چیدمان ها را بهتر کنید تا از لحاظ ظاهری آنها را بهتر کنید . اگر احساس کنید که کافی است و ارائه شما پرفکت است چه می شود ؟ بله ، کار تمام می شود ، اما اگر این قطعیت را نداشته باشید چه ؟ تا پایان فرصت تلاش می کنید تا ارائه اتان بهتر شود و بیشتر روی کیفیت کار خواهید کرد .
این همان نقطه ای است که می توان از "اجتناب نکردن از عدم قطعیت" بهره برد . در واقع وقتی بتوانیم توان ماندن در وضعیت عدم قطعیت را افزایش دهیم و در این وضعیت تاب بیاوریم (منظور از تاب آوردن تصمیم نهایی و اکشن نهایی را به هر قیمتی انجام ندادن است) .به آنچه می دانیم و داریم قانع نشده ایم و این همان راه توسعه است .
در تحقیقات علمی این اجتناب از عدم قطعیت با نگرش بلند مدت داشتن همبستگی دارد . به عنوان مثال در مقام مقایسه ایرانیان دو برابر انگلیسی ها و سوئدی ها تمایل دارند تا از ابهام و عدم قطعیت دوری کنند و در برابر عراقی ها دو برابر ایرانیان تلاش می کنند تا ابهام و عدم قطعیت دوری کنند و جالب است بدانید که انگلیسی ها و سوئدی ها تقریبا دو الی سه برابر ایرانیان و عراقی ها نگرش بلند مدت دارند .
به نظر می رسد فارغ از اینکه در چه فعالیتی هستیم ، وقتی تلاش کنیم که از این وضعیت رهایی یابیم ، بر تصمیم ها و نتایج آنها تاثیر سوء خواهد داشت ، در واقع ما کمتر سیستمی فکر خواهیم کرد . شاید باید این جمله خلاصه و پر ابهام را بگوییم که تاب آوردن در وضعیت عدم اطمینان و ابهام موجب رشد خواهد شد .
مهران محمدی
ارسال این مطلب :
پرسشی از شما : آیا شما هم کاری را چند باره و چند باره بهتر می کنید و توسعه می دهید ؟ چرا اینکار را می کنید ؟