زبان مادری،ارتباطات فردی و کسب و کار

زمان تقریبی مطالعه 7 دقیقه
شما به چه زبانی فکر می کنید ؟ اگر زبان مادری شما غیر از فارسی است ، حتما هنگام فکر کردن غالب کلمات یا حتی همه جملات به زبان مادری شما خواهد بود . اما آیا این خصوصیت انسان می تواند در ارتباطات تاثیر گذار باشد ؟
در دوران دانشگاه ، دوست عزیزی داشتم که قبل از امتحانات یکبار جزوه یا کتاب را به زبان مادری خود می نوشت ، و منبع مطالعه اش جزوه به زبان مادری اش بود . در آن موقع برای من خنده دار بود که چرا باید این کار را کند .
بعدها متوجه شدم ، حتی بخشی از ساختار نگرشی افراد مربوط به ساختار زبان آنهاست . شاید عجیب باشد ، اما تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام شده است که به عنوان مثال اینکه شما چقدر آینده نگر هستید و یا چقدر زود قضاوت می کنید با زبان مادری شما و زبان گویش شما در ارتباط است .
این تحقیقات البته از حوزه یادگیری شروع شده است و ارتباطات زیادی را بین زبان مادری ، زبان گویش و یادگیری مشخص کرده است . حتی در علوم اعصاب زبان نخست در مقایسه با زبان‌هایی که فرد بعداً در بزرگسالی می‌آموزد (زبان دوم) جایگاهی متفاوت را در قشر مغز اشغال می‌کند. به‌طوری ‌که در بسیاری موارد آسیب‌های مغزی محدود ، آسیب بیشتر را حتی زبان دوم می بیند تا ساختار و دستور زبان اول و حتی در از دست دادن توان تکلم ابتدا زبان دوم فرد مورد حمله قرار می گیرد .
و حتی نکته جالب آنکه در صورتی که کودک در همان اوایل کودکی بیش از یک زبان را فرا بگیرد ناحیه مغزی مربوط به همه این زبان‌ها با ناحیه زبان نخست مشابه است و نمی‌توان ازنظر علمی هیچ‌یک از آن‌ها را زبان دوم وی دانست.
اینها همه شواهدی بر اهمیت زبان مادری در نگرش ما دارد ، چرا که خود زبان و اینکه ما برای تفکر یا تصمیم ابتدا با خود مذاکره می کنیم و آنهم با زبان مادری ، جایگاه زبان مادری در ارتباطات را نشان می دهد .
تلاش دارم دو نکته را در این یادداشت با هم مرور کنم ، اولی از نگاه ارتباطات فردی و دومی از نگاه ارتباطات کسب و کار .
در ارتباطات فردی ، شاید قابل توجه ترین نکته درک زبان مادری افراد است و زبان گویش تفکر خودمان است ، اینکه درک کنیم او ممکن است تاخیر هایی برای استفاده از کلمات داشته باشد و یا کلماتی که استفاده می کند در معنای فارسی (یا زبان رایج یک ارتباط) برای ما ملموس و خوشایند نباشد و حتی قرابت معنایی نداشته باشد .
در واقع درک اینکه نگاه و نگرش افراد به زبان مادری خود ارجح تر است ، شاید مهمترین آیتمی است که باید توجه کنیم ، چراکه عملا او به چیزی که فکر می کند بیشتر تواناتر و مسلط تر است تا چیزی که می گوید ، و عملا باور او هم حتی بیشتر است . بنابراین در ارتباطات با کسی که زبان گویش ما زبان دوم اش است ، این نگاه را عمیقا باید داشته باشیم که جملات و معانی وتفاسیر را به شکل ترجمه دریافت می کنیم و حتما این ترجمه به سبب اینکه در مکالمه و گفتگو ظاهر شده است متفاوت است .
گاهی نیاز است که بجای برداشت از یک معنا یا کلمه با زبان خود ، درخواست توضیح بیشتر در مورد معنای ارائه شده از فرد داشته باشیم . ارتباطات بخش مهمی از تعاملات دیگر است ، درک این تفاوت زبانی و تعمیم آن به تفاوت نگرشی به ما کمک خواهد کرد که تعابیر و مفاهیم یکدیگر را به درستی و با معنای مشترک درک کنیم .
جالب است بدانید که جایگاه قرار گیری فعل و فاعل و صفت و موصوف در زبانها و تفاوت آنها در زبانهای گوناگون همانطور که در ابتدا گفتم ، بر نگرش افراد و رفتارهای قضاوت گونه و انتخابی افراد تاثیر می گذارد . اینکه وقتی در زبانی صفت پیش از موصوف می آید قطعیت بیشتری ایجاد می کند برای واکنش تا هنگامی که در زبانی صفت پس از موصوف می آید . شاید در ظاهر آنقدر ها هم قابل تامل و حساسیت برانگیز نباشد اما دریافت و پروسس جملات و کلمات و ساختار زبان با مغز ما است ، و اینکار با همان بخش هایی انجام می گیرد که ما در هنگام تصمیم یا انتخاب از انها بهره می جوییم .
در بخش ارتباط کسب و کار ترجیح می دهم بجای رفتن به سوی ارتباطات بین المللی ، به بخش مهمی چون ارتباط با مشتریان بپردازم . چند وقت پیش مقاله ای در مورد اثرات علوم رفتاری بر ارتباط با مشتریان می خواندم که به نتیجه تحقیق جالبی برخوردم ، افزایش 14 درصدی تاثیر بر مشتریان از طریق تغییر زبان گفتگو با مشتریان به زبان اصلی آنها !
در این زمینه این تاثیر عملا خود یک موفقیت محسوب می شود و نمی توان بدون تامل از کنار آن گذشت . اما واقعا چه تاثیری بر مشتری می تواند بگذارد ؟ وقتی به عنوان مثال مرکز تماس ما در مواجه به افراد با زبانهای مختلف با زبان مادری آنها با ایشان سخن بگوید ؟ فرض کنید شما با شرکتی در تهران تماس می گیرد و منشی شما را به کارشناس هم زبان خودتان متصل کند !
شاید یکی از مهمترین اثرات ، تجربه عمیق بودن ارتباط و پذیریش بالای ارتباط توسط مخاطب باشد ، وقتی شما با زبان مادری کسی با او سخن می گویید ، بخش اعظمی از سوگیری ها و مقاومت ها از بین می رود ، چرا که شما بخشی از مغز او را هدف قرار داده اید که عمیق تر از بخش کنترلی مغز او است . شما در واقع در سوگیری های نگرشی او این تلنگر را زده اید که او را بیشتر می فهمید و درک بهتری از او دارید .
در خودآگاه ، شاید قابل درک هم نباشد ، اما افراد دو زبانه که در موقعیت جغرافیایی دیگری با زبان دومی زندگی می کنند ، در ناخوداگاه خود نشانه هایی از عدم درک ، متوجه نشدن مخاطب از برخی حرفها و نگرش هایشان دریافت کرده اند که موجب شده است ، نسبت به کسانی که زبان مادری متفاوتی با انها دارند سوگیری عدم شناخت داشته باشند .
در تحقیقات علوم اعصاب و رفتاری واکنش ها در مقابل زبان مادری و زبان دوم بسیار متفاوت بوده است . در واقع گویی بجای آنکه فرد نگرش اصلی که با زبان مادری اش ساخته شده را برای ارتباط با کسب و کار شما و تصمیم گیری های استفاده کند از نگرش مترجم خود استفاده می کند و این یعنی شما باید با مترجم او صحبت کنید تا به نگرش اصلی او دسترسی داشته باشد و او را متقاعد کنید .
در ارتباطات همیشه یک اصل عمومی وجود دارد که از ابتدا از مشترکات شروع کنید ، این مشترکات برای برقراری ارتباط بین نگرش ها و اعتماد سازی استفاده می شود . زبان مادری یک فرد ، همچون موطن و نژاد و دیگر خصوصیات خاص او تلقی می شود ، بنابراین فارغ از درک تفاوت ها و شرایطی که در این یادداشت گفته شد ، شاید بخش بسیار مهم و تاثیرگذاری در ارتباطات و متقاعد سازی باشد .
مهران محمدی
ارسال این مطلب :
پرسشی از شما : با افرادی که ارتباط دارید ، چقدر تفاوت زبان مادری روی تعاملات شما تاثیر گذاشته است ؟