ایده های قابل سرقت ، سرمایه گذارهای فراری !

زمان تقریبی مطالعه 7 دقیقه
همه ی ما ایده های خوبی داریم که دو اشکال دارند ، اولی اینکه قابل سرقت هستند و دومی اینکه سرمایه گذار ندارند !
شاید بتوانم به جرات بگویم ، ایده ایده پردازی در سالهای اخیر خود تبدیل به یک معضل اساسی شده است . اینکه ایده ای داشته باشیم و بالاخره اجرا کنیم و دستاورد هایی بدست آوریم . البته بخش دستاورد های مالی سهم بیشتری در گسترش این ایده داشته تا نگرش کارآفرینانه و ارضای مدل ذهنی افراد !
که صد البته قابل توجه است که درصد موفقیت کسب و کارهای نوپا کم است و در برترین فضاها و کشور ها در این زمینه نرخ کمتر از 20 درصد است .
سه نکته را مایل هستم که در حوزه جذب سرمایه و ارائه ایده و اجرا آن با شما مطرح کنم :
1 – توجیه اقتصادی ، مالی و ریسک سرمای گذاری
2 – توجیه حوزه بازار کسب و کار و جامعه هدف آن
3 – قابلیت توسعه و سرقت ناپذیری ایده ها و طرح ها

در مورد اولی به نظر شاید معیار و حتی شاخص مناسبی است که در برخی اوقات کمک هم می کند که شکست نخورید ! اینکه به عنوان صاحب ایده درک این موضوع را داشته باشم که هیجان ها و خلاقیت ها و میزان کاری که انجام داده ام و قرار است انجام بدهم باید قابل اندازه گیری و ارائه به سرمایه گذار باشد .
حوزه مالی و شاخص های مالی و خالص تر بگویم سود و زیان و تراز مالی مثبت شما چیزی است که یک سرمایه گذار هرچقدر هم خوشبین و منصف باشد در نظر می گیرد .
یک سرمایه گذار نمی تواند روی ایده یا کسب و کاری سرمایه گذاری کند که نرخ ریسک آن از واسطه گری و یا میانگین کسب و کارها و بازار بیشتر باشد .
در حوزه بازار سرمایه هم وقتی شما سود تضمینی می خواهید یک نرخ ریسک را در نظر می گیرد و وقتی سود غیر تضمینی سهام یا سبد سهامی مد نظرتان است یک نرخ ریسک را تحلیل می کنید و نتیجه انتخاب متعادلی بین میزان سرمایه و آورده آن دارد .
بنابراین در قدم اول باید حجم بازاری که قرار است وارد آن شوید و رقابت آن و میزان سود و زیان آنرا بر اساس زمان تخمین بزنید و به شاخص های مالی قابل ارائه برای سرمایه گذار تبدیل کنید .
شاید کسب و کاری که از نظر شما بعد از 5 سال قرار است به نقطه سر به سر برسد ، از نظر سرمایه گذار زمان زیادی است و شاید ریسک کمی داشته باشد اما در بازه زمان توجیه ندارد .
این میان توجه به معنای لغوی سرمایه گذار ، قابل تامل است ، بله ، شما قرار است هر چه می کنید و هر چه تلاش می کنید در سوی کاهش ریسک برای سرمایه گذار باشد ، چرا که او شریک شما است و صد البته هر چه انجام دهید و ریسک را کاهش دهید برای شما هم مفید خواهد بود .
مدل ها و اصول زیادی برای ارزشیابی و اندازه گیری این ریسک و حوزه مالی وجود دارد . شاید بوم کسب و کار یکی از این روش های ساده باشد .
در مورد مورد دوم و توجیه حوزه بازار کسب و کار و جامعه هدف شما ، باید گفت که اینکه بدانیم حجم و ومقدار نیاز و تقاضای جامعه هدف کسب و کار یا ایده شما چقدر است شاید بتواند در تغییر و بهبود و یا حتی انصراف از آن کمک کننده باشد . در واقع اندازه کسب و کار شما چقدر است ؟
قاعدتا توجیه مالی شما از این بخش نیز تاثیر پذیر است ، اینکه کسب و کار شما در چه بازاری قرار است شروع به فعالیت کند ، مدل کسب و کار شما چیست یا حتی چه بازاری و با چه حجمی را به عنوا ن یک تقاضا و نیاز جدید ایجاد کند .
گاهی نیاز و تقاضا وجود دارد ، اما نه برای مصرف کننده و نه برای شما توجیه مالی و منطقی برای بالاتر خریدن آن وجود نداشته باشد . شاید یک نان گرم برای صبحانه تا 5 برابر قیمت آن برای بخشی از جامعه توجیه پذیر باشد اما تا 7 برابر خیر ! اینجا ایده خوب است و تقاضا هم وجود دارد ، قیمت بالاتر هم وجود دارد اما حجم تقاضا نمی توان شما را تامین کند یا اینکه زمان زیادی طول می کشد تا تقاضا افزایش پیدا کند و این زمان ، زمانی نیست که یک تراز مالی را مثبت کند .
اینجاست که یا انصراف رخ می دهد یا تغییر ، حالا وقتی این فعالیت در شاخه های دیگر یا با درامد های دیگر توام می شود تراز مالی شما در زمان کمتری مثبت می شود .
موضوع پر تنش سوم و قابلیت توسعه و سرقت ناپذیری ایده ها و طرح ها را باید با این موضوع شروع کنم که در اولین مواجه با سرمایه گذاران ، ایشان از آینده و قابلیت توسعه می پرسند و شاید این بخش است که بتواند قبول ریسک را برای ایشان آسانتر کند . اما این قابلیت توسعه به همراه خود ایده آیا یک طرح برای اجرا می تواند باشد ؟
اگر شما سه فاز داشته باشید و دو فاز اول اجرا و توسعه اتان ، فقط نیمی از هدف و مسیری باشد که در نظر گرفته باشید جه ؟ بله ! به نظرم ایده ای که نتواند با حدود نیمی از خود سرمایه جذب کند ، هنوز جای کار دارد . هنوز نیاز دارد بیشتر شود و بزرگتر تا هم سرمایه گذار را جذب کند و هم مزیت رقابتی و آیتم خاص و متمایز اش خود "توسعه پذیری " باشد .
قطعا استراتژی و اهداف شما در سطح بالاتر از اهداف و ایده هایی شکل می گیرد که فقط با ارائه آنها می توان یک کسب و کار را فعال کرد ، اما این فقط نیمی از راه است . استراتژی بزرگ در پس توسعه نشسته است .
دوستان زیادی برای مشاوره به من مراجعه می کنند ، هراس اصلی آنها از دست دادن سرمایه و منابع اصلی اشان یعنی خود ایده است . ایده هایی که ساده هستند و شاید از سر اینکه توجیه اقتصادی و کسب و کاری نداشته اند حتی تا کنون توسط کسی اجرا نشده اند . وقتی به این دوستان می گویم که به عنوان مثال زمان کپی کردن ایده شما بعد از اجرا یک یا چند ماه است و با فرض اینکه حالا که رقیبی دارید قرار است چه باید کنید ؟ گویی تازه اندازه ایده خودشان را شناخته اند .
بخشی از هر کسب و کار و ایده ای باید صرف رشد خودش شود ، این بخش حراج سرمایه گذاری باید بشود ، پس اگر ایده اتان اندازه حراج شدن در سرمایه گذاری است ، حتما و لطفا به فکر بزرگتر کردن و قابلیت توسعه و هدفی بزرگتر باشید .
مهران محمدی
ارسال این مطلب :
پرسشی از شما : آیا کاری بوده است که شما به آن فکر کرده اید و بعد از مدتی انجام شده ی آنرا دیده باشید ؟


یادداشت های مرتبط :