سوالهایی که پرسیده می شود و اطلاعاتی که پاسخ می دهند !

زمان تقریبی مطالعه 5 دقیقه
یکی از مهمترین آیتم هایی که در تدوین استراتژی ها و یا تصمیم گیری مهم و راهگشا است ، درک و شناخت وضعیت فعلی است ، وضعیتی که به شما دو نکته مهم را یادآور می شود : اولی اینکه چه مسیری را طی کرده اید و دوم اینکه چه راهی را باید طی کنیم ؟ عملا اگر به اصول تدوین استراتژی ها و برنامه ریزی رجوع کنیم ، این دو مسیر عملا دانش بسیاری را در خود دارد .
به عنوان مثال وقتی سوالات ذیل را در مورد کسب و کار خود می پرسید :
آیا شما می توانید مشتریان خود را به سه دسته پرسود، متوسط ، هزینه دار تقسیم کنید ؟
آیا مشتری جدیدی که قرار است از شما خرید کند از نظر سود یا هزینه قابل پیش بینی هستند ؟
آیا معیاری برای اینکه در کدام منطقه جغرافیایی و در چه زمانی و یا برای چه افرادی تبلیغ کنید دارید؟
آیا می دانید کدام هفته یا ماه فروش خوب یا بدی داشته اید و علت چه بوده و برای تکرار آن چه باید بکنید ؟
آیا می دانید نصف درآمد سالیانه خود را از چند درصد مشتریان و در چه زمانی از سال بدست می آورید ؟
چه مقدار از آنها را به روشنی و در حال حاضر می توانید پاسخ دهید و چه مقدار از آنها نیازمند جمع آوری اطلاعات و تحلیل است ؟ در واقع ما اطلاعات جاری در کسب و کار خود را جمع آوری و تحلیل می کنیم تا وضعیت فعلی برای تصمیم گیری یا دانستن آنچه دلیل رخداد هاست را درک کنیم .
این فرآیند ساده تولید دانش در کسب و کار است ، فرآیندی که در سطح بالاتر ، هوشمندی کسب و کار را شکل می دهد ، اما نیاز اطلاعاتی در کسب و کار از کجا تغذیه می شود ؟
بخشی از اطلاعات در کسب و کار جاری است و بخش دیگر با پرسش و جمع آوری تولید می شود ، در نگاه نوین به تجارت این اطلاعات و دانش خلق شده از آنها ارزش هستند ، ارزشی که گاه در نقش محصول یا خدمت ، گاه به شکل ارزش افزوده و گاه به شکل محرک هایی برای پایداری و وفاداری مشتری یا محرک های بازاریابی خود را نشان می دهد .
قطعا وقتی حجم این اطلاعات افزایش یابد ، دانش های تولید شده ، تصمیم گیری ها و استراتژی ها یا برنامه ریزی ها دقیق تر ، پیچیده تر و ارزش بیشتری خواهند داشت ،
اما چگونه می توان این اطلاعات را حجیم کرد ؟ در واقع بهترین اطلاعاتی که می توان خلق یا جمع آوری کرد حول و حوش مشتری و فعالیت های او می گردد ، اینکه از حوزه شخصیت بازاری یک مشتری وارد حوزه رفتاری او بشویم و بجای انکه بدانیم چه تصمیم گرفته است و چه رفتاری کرده است ، به اینکه چگونه قرار است تصمیم می گیرد یا چگونه می توان برای او تصمیم سازی کرد ؟
در واقع ما در سطحی بالاتر قرار است برنامه ریزی و اجزای کسب وکار خودمان را چیدمان کنیم ، پس نیازمند طرحی نوین برای جمع اوری اطلاعات و دانش و تحلیل هستیم .
شاید برترین پلتفرم برای چیدمان این اجزا با هدف تولید ارزش افزوده از اطلاعات در کنار محصول یا خدمت اصلی کسب و کار ، تجارت اجتماعی یا کسب و کار اجتماعی است .
در واقع این پلتفرم از ابتدا با هدف خلق ارتباط و اطلاعات است و در سطحی آنرا تبدیل به اتصال و رسانه می کند ! این والاترین سطح یک کسب و کار است که رسانه شود ، و مشتری ها به جای ارتباط به آن اتصال داشته باشند .
وقتی زیر بنای یک کسب و کار با هدف اتصال و رسانه پی ریزی شود حتما و قطعا متفاوت خواهد بود و در سطحی والاتر عمل خواهد کرد تا وقتی که فقط به فکر حفظ ارتباط است و اطلاعات ارائه می کند یا جمع آوری می کند .
پارادایم کسب و کار و ارتباط با مشتری و وفاداری تغییر کرده است ، قطعا باید راهکاری نوین ارائه شود .
مهران محمدی
ارسال این مطلب :
پرسشی از شما : به نظرتان چرا دردودل ها غالبا دوطرفه و بسیار محرمانه می شوند ؟